تبلیغات
.::***افسانه های ایرانی***::. - گردآفرید
یکشنبه 23 تیر 1387

گردآفرید

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

گردآفرید

گرد آفرید شاهنامه gordafarid

"دژ مرزی در آستانه سقوط است. حالا گژدهم پیر مانده و یک دژ بی پناه بر سر راه ایران. در دژ اما کس دیگری هم هست. همو که قلبش برای ایران می تپد. از نامش اگر می پرسید گُرد آفرید صدایش می کنند. دختر زیباییست! ... و دلیر و شجاع و درنده همچون شیر..."

یکی از پهلوانان زن سرزمین ایران . از او به عنوان دختر گژدهم یاد می کنند که با لباسی مردانه با سهراب زورآزمایی کرد. فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد می کند

گردآفرید دختر زیبا و چابکسوار کژدهم که پدرش در مرز ایران و توران مرزبان بود. هنگامی که به دستور افراسیاب لشکری به سرکردگی سهراب برای جنگ با ایرانیان وارد مرز ایران شد گردآفرید لباس رزم به تن کرد و به جنگ سهراب رفت. مبارزه تن به تن بین سهراب و گردآفرید شروع شد و سهراب نمی دانست که گردآفرید زن است زیرا او در لباس و کلاه رزمی شبیه مردان بود، ناگاه در حین جنگ کلاه از سر گردآفرید بزمین افتاد و موهایش نمایان شد، سهراب آن موقع دانست که طرف مقابل او دختر است، دلباخته و عاشقش شد و از او خواستگاری نمود ولی گردآفرید چون سهراب را ایرانی نمیدانست و از هویت او که پسر رستم بود آگاهی نداشت این همسری را نپذیرفت زیرا نمی خواست همسر یک نفر غیر ایرانی باشد که فرماندهی لشکر دشمن را بر عهده داشت بشود

معروفترین زنی که در شاهنامه حضور دارد گردآفرید است

گرآفرید پهلوان ، در داستان شاهنامه این چنین از سپاه توران هماورد می طلبد:

فرود آمد از دژ به کردار شیر

به پیش سپاه اندر آمد چو گرد

که گردان کدامند و جنگ آوران

کمر بر میان باد پایی به زیر

چو رعد خروشان یکی و یله کرد

دلیران و کار آزموده سران

هنگامی که گرد آفرید ، بعد از نبرد با سهراب ، به درون دژ باز می گردد ، از بالای دژ این چنین سهراب را ریشخند می کند و برای او رجز می خواند :

بخندید بسیار گرآفرید

چوسهراب را دید بر پشت زین

چرا رنجه گشتی کنون بازگرد

بخندید و او را به افسوس گفت

... ولیکن چو آگاهی آید به شاه

شهنشاه و رستم بنجنبد ز جای

نماند یکی زنده از لشکرت

به باره بر آمد سپه بنگرید

چنین گفت کای شاه ترکان چین

هم از آمدن هم ز دشت نبرد

که ترکان ز ایران نیابند جفت ...

که آورد گری ز توران سپاه

شما با تهمتن ندارید پای

ندانم چه آید ز بد بر سرت

در آخر توصیه می کنم که حتما داستان "گردآفرید دختر ایرانی" که در سایت عجایب نوشته شده است را از آدرس زیر دانلود کنید و بخونید

دانلود داستان گردآفرید دختر ایرانی

منابع :

ماهنامه حافظ (شماره بیست و هفتم)

شاهنامه ؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی

سایت عجایب


جمعه 25 اردیبهشت 1394 07:22 ق.ظ
سلام، با حمایت مقام معظم رهبری، آقایان روحانی و ظریف مهارتهای خود را در انجام مذاکرات و حل مشکلات پیچیده نشان داده‌اند. به آنها اجازه دهید تا امور مربوط به سیاستهای خارجی‌ ایران در منطقه را نیز به عهده بگیرند.
انا
سه شنبه 5 آذر 1392 09:36 ب.ظ
ببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببد
یوتاب
پنجشنبه 30 تیر 1390 03:45 ب.ظ
سلام ازتون ممنونم خودتون قضاوت کنین اون زمان هیچ کس حق نداشت ایرانی ها رو مسخره کنه الان 000خودتون فکر کنین از عرش به زیرزمین رسیدیم رسیدیم الان هیچ کس این بانوان رو نمیشناسه داخل مدرسه حتی معلم ها نمی دونن این بانو ها کی بودن و چی کار کردن پاسار گاد هم می ره زیر اب خوشبختانه کسی نمی دونه قبرشون کجاست وگرنه مثل تخت جمشید می شد
سپیده
چهارشنبه 15 آبان 1387 04:54 ب.ظ
خیلی خوب بود و سپاس به خاطر این همه اطلاعات مفید و لازمی که به هموطنان عزیز می دهید

فقط می خواستم بدونم آیا این اسم معنی لغوی هم داره؟ (با سپاس قبلی)
پاسخ علی الفهلم : شرمنده دقیقا نمی دونم ولی ساختارش طوریه که نشون می ده معنی داره ولی متاسفانه من معنی دقیقش رو نمی دونم
mahboubeh
سه شنبه 25 تیر 1387 05:07 ق.ظ
سلام
ممنون كه گفتی یادم رفته بود
خیلی خیلی زیاد كتاب می خونم واسه همین همه رو قاطی یا غاطی یا قاتی یا غاتی می كنم
مهدی تقی نژاد
سه شنبه 25 تیر 1387 07:07 ق.ظ
سلام و درود
وبلاگ پربار و وزینی دارید.
دست مریزاد.
قلندر
سه شنبه 25 تیر 1387 12:07 ق.ظ
فعلا این شعر از علیرضا قزوه رو گیر آوردم
حالا اون كه شاعر میگفت بعدآ

خییلی باحاله:

این‌روزها اسفندیار تبلیغ

لنز می‌کند و دهقان توس

به برگه‌های جریمه نگاه می‌کند

و محمود غزنوی

با بنزی سیاه می‌گذرد از چراغ قرمز

اگر دماوندی که قصه از آن‌جا آغاز شد

همین دماوند است

پس رستم کجاست؟!

گرد‌آفرید کو؟!

من که در خیابان‌ها

جز سودابه هیچ نمی‌بینم!!!

...

آقا لطفن فندک‌تان

می‌خواهم پر سیمرغ را آتش بزنم!!!
قلندر
سه شنبه 25 تیر 1387 12:07 ق.ظ
آفا ما هر چی خواستیم قیافه ی
این خوانم محترمو ببینیم نشد

به قول شاعر ...یادم رفت
حالا بعدآ برات اس ام اس می كنم
یاسمن
دوشنبه 24 تیر 1387 10:07 ق.ظ
سلام
مرسی كه به وبلاگم سرزدی
مطالب تاریخی وبلاگت جالبه....
موفق باشی
خوشحال می شم بازهم سربزنی
راستین
دوشنبه 24 تیر 1387 07:07 ق.ظ
دورود و سپاس هموطن گرامی
از پیام شما متشكر
خیلی خوب است پیش رو دوست عزیز
ما به گذشته پر افتخار ایران زمین باز خواهیم گشت

بنویس . بنویس باز هم بنویس
بنویس ما ایرانیان كجا بودیم و حال كجا هستیم بنویس كه این سرزمین چه دلاور مردان و چه شیرزنانی داشته است بنویس كه ما چه فرهنگی داشتیم حال چه فرهنگی بر ما حاكم شده است پس تلاش كن
موفقت و سلامتی را برای هم وطن گرامی ارزومندم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر