تبلیغات
.::***افسانه های ایرانی***::. - داستان تولد کوروش ، افسانه یا واقعیت؟؟؟
سه شنبه 5 آذر 1387

داستان تولد کوروش ، افسانه یا واقعیت؟؟؟

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :مقالات تاریخی ،

داستان ِ تولد ِ کوروش ، افسانه یا واقعیت؟؟؟

 cyrus کوروش هخامنشی

حتما بسیاری از شما داستان ِ تولد کوروش و ما جراهای کودکیش را شنیده اید ، من در این جا قصد بیان مجدد این افسانه را ندارم و فقط به فراخور نیازمان در طول این نوشته اشاره ی کوتاهی به برخی از قسمت های آن می کنم .

افتخارات و عظمت کوروش کبیر بر کسی پوشیده نیست و من در این نوشته قصد زیر سوال بردن شخصیت کوروش کبیر و یا افتخاراتش را ندارم و فقط در مورد داستان ِ تولد این قهرمان صحبت می کنم ، هیچ مدرک قابل قبولی در مورد چگونگی تولد و بزرگ شدن ِ کوروش وجود ندارد و تمام داشته های ما محدود به نوشته های مورخانی مانند هرودوت ، گزنفون و کتزیاس است (که هرکدام داستان را به دلخواه خود تعریف کرده اند) و این در حالی است که براساس نوشته های هرودوت ، در زمان ِ او (هرودوت) چهار روایت ِ مختلف از چگونگی ِ تولد این قهرمان (کوروش) موجود بوده است و این خود نشان دهنده ی این است که روایت دقیقی از تولد کوروش در دست مورخان نبوده است و احتمالا مورخان یونانی نتیجه گیری ِ شخصی خودشان را درمورد نحوه ی تولد کوروش به صورت داستانی افسانه سان بیان کرده اند

 

در ابتدا جالب است که به نوشته های یکی از محققین درمورد تولد قهرمانان ِ ملی ملل مختلف نگاهی بیندازیم

رانک1 در کتابش "افسانه تولد قهرمان" می نویسد:

"تقریبا همه ی جماعات متمدن از همان دوره های اولیه ، در اشعار و افسانه ها ، قهرمانانی از قبیل شاهان و امرای افسانه ای ، بنیانگذاران مذاهب و سلسله های سلطنتی و موسسین امپراطوری ها یا شهر ها و بطور کلی قهرمانان ملی خود را ستوده اند.

بخصوص لذتی می برده اند که داستان ولادت و دوره ی جوانی این قهرمانان را با وقایع دل انگیز بیارایند.

شباهت بهت آور و گاه یکسان بودن این افسانه ها در میان اقوام مختلف که اغلب از هم فاصله زیادی دارند از دیرباز معلوم بوده و عده ای از دانشمندان را بحیرت افکنده است"

رانک در کتابش از تعداد زیادی از این چهره ها ی قهرمانی که به شعر یا افسانه تعلق دارند و دارای کودکی شبیه هم بوده اند مانند ادیپ2 ، کارنا3 ، پاریس4 ، تلفس5 ، پرسه6 ، هراکلس7 ، گیلگمش8 ، آمفیون9 ، زئوس10 و غیره نام می برد .

فروید در کتاب "موسی و یکتا پرستی" اسم یکسری افراد واقعی مانند موسی ، کوروش ، سارگن11 و روملوس12 را هم به این لیست اضافه می کند .

فروید با بکار بستن روش گالتون یک "نمونه ی جامع افسانه" برای تولد قهرمانان بدست می آورد .

ما همزمان با بیان این الگوی کلی که تقریبا در تولد بیشتر قهرمانان تکرار می شود به بررسی داستان ِ تولد ِ کوروش می پردازیم و این دو را با هم مقایسه می کنیم .

نوشته های قرمز مربوط به نمونه ی جامع افسانه ی فروید است و داستان کوروش را هم با نوشته هایی آبی رنگ در لا به لای آن آورده ایم:

"قهرمانان از پدر و مادری از عالیترین طبقه ی جامعه بدنیا آمده و معمولا پسر ِ پادشاه است"

در داستان تولد کوروش هم ملاحضه می کنیم که پدرش حاکم پارس و مادرش دختر آستیاگ پادشاه ماد (پادشاه قسمت مرکزی و شمالی ِ ایران) است

"تولد قهرمان در پی بروز دشواری های سخت صورت گرفته و یا پدر و مادر او گرفتار ممنوعیت ها و موانع خارجی بوده اند و میبایست با هم روابط پنهانی برقرار کنند . درهنگام بارداری یا پیش از آن ، یک پیشگویی (رویا یا سروش) خبر داده که تولد بچه سبب بروز واقعه ی شومی خواهد شد"

درمورد کوروش هم می بینیم که پدربزرگش آستیاگ یک شب خواب می بیند که از دختر او (ماندانا) چندان آب رفت که اکباتان و تمام آسیا غرق شد.

و شبی دیگر خواب می بیند که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگ هایش تمام آسیا را گرفت.

مغان این خواب ها را شکل وحشتناکی تعبیر کردند وآستیاگ را از آینده ی پادشاهی اش ترسانیدند .

"در نتیجه پدر یا قائم مقام او بکشتن نوزاد یا افکندن او بکام خطرات عظیم فرمان می دهد"

آستیاگ پسر دخترش (کوروش) را پس از تولد به یکی از خویشاوندان مورد اعتماد به نام هارپاگ سپرد تا نوزاد را بکشد .

"کودک توسط جانوران و یا افرادی حقیر (مثلا چوپانان) نجات می یابد و جانور پستاندار یا زنی از مردم عادی به او شیر می دهد"

کوروش توسط چوپانی به نام میترادات (مهرداد) نجات می یابد .

و سپاکو (سپاکو در زبان مادی به معنی ماده سگ بود) به او شیر می دهد .

برخی بر این عقیده اند که نام زن چوپان سپاکو (ماده سگ) بوده است!!!

"در بزرگی ، پس از حوادث و سرگذشت های زیاد ، پدر و مادر والا گهرش را باز می یابد . از پدر انتقام می گیرد و با شناساندن خود به عظمت و شهرت می رسد"

کوروش سرانجام در 10 سالگی همبازی امیرزادگان می شود و پس از ماجراهای فراوان  به شخصیت واقعی او پی می برند و به نزد پدر و مادرش فرستاده می شود و سرانجام قیام کرده و از آستیاگ انتقام گرفته و حکومت ماد را سرنگون می کند و امپراطوری عظیم هخامنشی را بنا می کند

 

با مطالعه ی داستان کوروش متوجه می شویم که کاملا کپی شده از الگویی بوده که پیش از آن دربیان تولد قهرمانان دیگر بیان شده بود

احتمالا واقعیت به این صورت بوده است که کوروش از کودکی نزد پدر و مادر خود در ایالت پارس بزرگ شده و در زیر سایه ی پدرش (که حاکم پارس نیز بود) به صورت پسری جسور پرورش یافت و در جوانی (با توجه به اختلافاتی که بین ایالت پارس و حکومت ماد بود) به فکر سرنگون کردن پادشاه ماد افتاد ، سپس با دعوت سران قبایل پارس و دیگر قبایل مخالف ماد قیام بزرگ ِ خود را ترتیب داد و با تسخیر سرزمین های متعلق به ماد (شامل پارت ، هیرکانی و ارمنستان) دولت مرکزی را سرنگون کرده (سال 554 قبل از میلاد) و سپس با متحد کردن ِ قبایل پارس و ماد به عیلام حمله کرد و با تسخیر عیلام (549 پیش از میلاد) امپراطوری بزرگ هخامنشیان را آغاز کرد

امپراطوری ماد ، عیلام و آشور از امپراطوری های مقتدر و با شکوه در دوران خود بوده اند و در فکر کسی نمی گنجید که این سه حکومت بزرگ به طور ناگهانی و در فاصله ی بسیار کمی سرنگون شوند .

ظهور کوروش و قدرت گرفتنش آنقدر سریع و دور از انتظار بود که خیلی ها تا سال ها بعد از آن از سرنگونی دولت ماد بی خبر بودند (بطوریکه تا سال ها بعد از سرنگونی دولت ماد از کوروش به عنوان یکی از پادشاهان ماد یاد می کرده اند )

این سرعت کوروش در بدست گرفتن قدرت ، دیگران (از جمله یونانیان) را بسیار شگفت زده کرد .

احتمالا مورخین یونانی آنقدر تحت تاثیر قدرت و شخصیت کوروش قرار گرفتند که او را فراتر از انسان های دیگر فرض کرده و یک کپی از افسانه های خودشان را به کودکی کوروش چسبانده و به کودکی او حالتی افسانه سان دادند

در هر حال قبول کردن این که داستان تولد کوروش واقعیتی تاریخی است بسیار دشوار به نظر می رسد

 

1O.Rank          2.Oedipe          3.Karna          4.Paris          5.Telephos

6Persee          7.Heracles          8.Gilgomesh          9.Amphion          10.Zeus

11Sargon          12.Romulus


farhad
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 02:19 ب.ظ
خوبه دوست عزیز شما که اینجا از طریق فرهنگی‌ داری نابود میکنی‌ این چیز‌ها رو بد از اون طرف هم دولت میاد صد سیوند میسازه . خیلی‌ خوبه واقعاً خجالت داره شما نگاه کن به کشورهای دیگه چه دست او‌ پای میزنن که بیان شخصیت سازی بکنن اونم دروغی بد ما چیزی رو که داریم خودمون خراب می‌کنیم این آخرین بار بودش که من اومدم این وبلاگ دیگه بدرود
پاسخ علی الفهلم : شما لطف داری دوست عزیز...
ولی مثل اینکه متن بلاگ رو کامل و یا خوب و دقیق نخواندید..
این متن درمورد کوروش نبود.. بلکه درمورد نحوه ی تولد او بود .. که افسانه وار روایت شده است...
سپهرداد
سه شنبه 24 فروردین 1389 10:02 ق.ظ
از نظرات بعضی برو بچ بوی نژاد پرستی می آد. خیلی مواظب باشین. اصلاً الان تو ایران چیزی به نام نژاد آریایی وجود نداره. ایران در چند مرحله تحول نژادی رو تجربه کرده
یک: حمله اسکندر؛
دو: عصر اشکانی؛
سه: ورود اسلام؛
چهار؛ دوران حرکت ترک ها و ترکمان ها از آسیای میانه به سمت آسیای غربی.
پنج: حمله مغول ها در دو مرحله؛ چنگیز و بعد نوه اش هولاکو؛
شش: یورش تیمور لنگ.
البته باید اعتراف کرد که اگرچه ایران همیشه بستر تحولات بزرگ است ولی روح حاکم بر آن تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
آرزوی موفقیت برای تمام هموطنانم که عاشقانه دوستشان دارم.
ساناز
یکشنبه 23 اسفند 1388 02:26 ب.ظ
سلام من ترجیح میدم درباره ی چیزی که ندیدم و هیچکسم ندیده حرف نزنم فکر کنم اگر بقیه هم این کارو می کردن الان جایگاه ما ایرانیا خیلی بالاتر از این بود و به یه مشت عرب اینقدر رو نمیدادیم که همه چیزهایی که داشیم و نداشتیم رو از ما بگیرن. البته این که درموردشون نظر بدیم و بهشون فکر کنیم خیلی خوبه.
ودادی
دوشنبه 25 آذر 1387 12:55 ب.ظ
درود بر شما
سپاس از اینكه به وبلاگ اومدید و ایران سرای من را لینك كردید
ودادی
شنبه 23 آذر 1387 09:11 ق.ظ
درود بر شما
وبلاگ زیایی دارید در راهی كه آغاز كرده اید پیروز باشید. بااجازه شما را با نام افسانه های ایرانی لینك كردم. من نیز درباره ایران می نویسم خوشحال می شویم به ما سر بزنید
شاهزاده ی ایرانی
چهارشنبه 20 آذر 1387 12:00 ب.ظ
درود بر شما دوست من
پست جالبی بود
اما در مورد کوروش بزرگ این طور که بنظر می رسد کوروش در نزد پدر خود بزرگ شده و پرورش یافته است .
وبلاگ ایران پایتخت جهان اپ شده است
منتظر شما هستم.
مارال
دوشنبه 18 آذر 1387 10:26 ب.ظ
درود بر شما
امیدوارم روزگار بر وفق مراد باشد.
روز دانشجو هم گرامی باد، گرچه دیره ، ولی خوب ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست.
نانسی شعری درباره آرش كمانگیر گذاشته كه خواندنی هستش دوست داشتی بیا .
منتظرتیم.
مارال
جمعه 15 آذر 1387 01:48 ق.ظ
درود بر شما
هنوز كه مطلب جدید ننوشته ای. ما منتظریم
خیلی دوست داشتم كه دیگرون هم بیان این پستت رو بخونن. نمی دونم موفق شدم یا نه؟
در هر حال قابلی نداشت
با یك موضوع دیگر از ادیان بروزم
ممنون
melika
یکشنبه 10 آذر 1387 11:18 ق.ظ
wow! yani vaghean pedare korosh ye hamchin khaabi dide!!! chera ma az in khaabaa nemibinim!!:D migam babaye u azin khaaba nadide!!!:D ( kioding ;))قبول کردن این که داستان تولد کوروش واقعیتی تاریخی است بسیار دشوار به نظر می رسد


in jomlaro ke neveshti ajib bud! u ke inhame be korush alaghemand budi alan vojudesho zire soal mibari!!!!!!!?????? motmaeni?! man ke fekr mikonam korosh vaghean motvaled shode bud!!!!! Hmmm
پاسخ علی الفهلم : ببخشید من منظورم این نبود که کوروش وجود نداشت
بلکه منظورم این بود که مثل یک آدم عادی بدنیا اومد نه این طور افسانه ای
مارال
شنبه 9 آذر 1387 04:52 ب.ظ
درود بر شما
به نظر من تاریخ را باید خواند . قضاوت خیلی مشكل است چون ناگفته ها بسیار زیاد است. اما در مورد كوروش ، داستان تولدش دور از ذهن نمی باشد ، حالا چیش افسانه است تمی دانم. با سیاوش بروزم
علیرضا
جمعه 8 آذر 1387 07:41 ب.ظ
سلام آقا علی .
راستشو بخوایی کمی شوکه شدم ، وبلاگت قبلا درباره ارباب حلقه ها نبود ؟ :D
خوشحال میشم به ما هم سر بزنی .
نسیم
پنجشنبه 7 آذر 1387 12:31 ب.ظ
هوم
خیلی جالب بود واقعا
من اینارو نمیدونستم
مثه اینکه لازم شد مطالعه مو در این زمینه بیشتر کنم
مارال
سه شنبه 5 آذر 1387 10:32 ب.ظ
درود بر شما
از آنجایی كه گفته بودید از آپ تون خوشتون اومده ، بدون فوت وقت اومدم ، براستی كه جالب نقد كرده اید. من نمی دانستم فروید هم به كوروش پرداخته ،آری وقتی آژدی هاگ (آستیاگ) خواب اول را می بیند ، از انجایی كه از دخترش از ماد خواستگار داشت ، رضایت نمی دهد و او را به ازدواج كمبوجیه از انشان در می‌آورد. قبل از زایمان دخترش خواب دوم را می‌بیند كه به مشاورش (هاروپاگ) دستور می دهد كه كودك كه به دنیا آمد ، سر به نیستش كنند. هاروپاگ كوروش را به جوپانی به نام میترادات می سپارد و از آنجایی كه همسر میترادات بچه مرده بدنیا آورده بود فرزند مرده او را به آستیاگ نشان می دهند. اینچنین كوروش در نزد میترادات و زیر نظر هاروپاگ بزرگ می شود.
در چند هفته بعد داستان زندگی كوروش را كامل به صورت سریالی خواهم نوشت. چون مطالب ریز زیادی در زندگیش وجود دارد. و تا آنجایی كه می دانم بسیار از دوستان كامل نخوانده اند.
بسیار جالب بود. منم لذت بردم
مانا باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر