تبلیغات
.::***افسانه های ایرانی***::. - مطالب تیر 1387

زرتشت که بود؟ (یا تاملی در باب این که چرا باید زرتشت و کتابش را شناخت)

زرتشت اوستا zartosht

***

زرتشت یکی از افرادی است که در تاریخ ایران و داستان های کهن این سرزمین نقش ویژه ای دارد و کتابش اوستا قدیمی ترین منبع مکتوب افسانه ها و اسطوره های باستانی ایران است

متاسفانه قسمت هایی از این کتاب در حمله اسکندر گجستک به ایران زمین از بین رفت و قسمت های دیگری از این کتاب نیز در حمله اعراب سوزانیده شد

***

در کنار رودی در شمال دریاچه چیچست (ارومیه) خاندان اسپنتمان زندگی می کرد ، پوروشسب یکی از پسران این خانواده بود.

پوروشسب با زنی به نام دوغدو ازدواج کرد ، حاصل این ازدواج کودکی بود به نام زرتشت

بدینسان زرتشت در ششمین روز از فروردین ماه 1768 پیش از میلاد متولد شد.

طبق اعتقاد زرتشتیان ، زرتشت در سالروز سی سالگی اش خداوند را شناخت و به پیامبری برگزیده شد

براساس نوشته ی دکتر اردشیر خورشیدیان (ریس انجمن موبدان تهران) :

" 1738 سال پیش از میلاد اشوزرتشت پس از دانش اندوزی بسیاردر کوه اشیدرنه از سوی اهورا مزدا به پیامبری برگزیده شد

... او دریافت که اهورا مزدا جهان را بر اساس قانون دقیق اشه آفرید "

سپس زرتشت به سرزمین هامون (سیستان) به نزد کی گشتاسب رفت و کی گشتاسب به کیش او درآمد و این چنین آیین زرتشت در ایران منتشر شد

در مورد نحوه مرگ زرتشت در سنت زرتشتیان آمده است که در پنچم دی ماه 1691 پیش از میلاد اشوزرتشت هنگام نماز در آتشکده ای در بلخ به دست شخصی تورانی به نام توربراتور کشته شد

***

زرتشت از نظر مورخان پس از اسلام

برخی از مورخان کوشیده اند تا میان حضرت ابراهیم و زرتشت ارتباطی بیابند و بواسطه ی آن زرتشت را دارای ریشه ای غیر ایرانی جلوه دهند ، برای مثال :

در مجمل التواریخ و القصص نوشته است :

" اندر عهد گشتاسب زرتشت بیرون آمد و گشتاسب دین وی را بپذیرفت و گویند او نهمین پسر بود از آن ابراهیم خلیل"

در برهان قاطع آمده است:

"زرتشت به زبان پهلوی و نیز به روایتی سریانی نام ابراهیم پیغمبر است"

طبری در کتاب تاریخ خود نقل می کند:

"بنابر برخی از روایت ها زرتشت در آغاز در بیت المقدس ساکن بود و سپس به نفرین استادش ارمیا از آنجا به عراق رفت"

این در حالی است که براحتی می توان نظریات بالا را رد کرد

در رد نظریه مجمل التواریخ می توان گفت که نام پدر زرتشت در اکثر روایات پوروشسب است و همچنین بر اساس تورات حضرت ابراهیم در 1822 پیش از میلاد وفات یافت پس زرتشت 54 سال پس از فوت حضرت ابراهیم به دنیا آمد پس نمی تواند پسر نهم حضرت ابراهیم باشد

در مورد سخنی که در برهان قاطع آمده نیز می توان گفت

کلمه زرتشت در ایران باستان به معنی ستاره درخشان بوده پس نمی تواند به زبان پهلوی به معنای ابراهیم پیغمبر باشد

در باب سخن طبری نیز می توان گفت که زرتشت بر اساس روایات بسیاری در ارومیه به دنیا آمده و سپس به سیستان رفته و نه این که در بیت المقدس به دنیا آمده و سپس به عراق رفته

***

و سخن آخر :

زرتشت چه پیامبر باشد و چه نباشد در شکل گیری تاریخ و فرهنگ ایران باستان نقش بسزایی داشته و خاطر اندیشه اش نزد ما دارای احترام است

و اوستا چه آسمانی باشد و چه نباشد قدیمی ترین منبع مکتوب ما در مورد فرهنگ و داستان های کهن ایران است پس مطالعه ی آن می تواند به ما در درک افسانه های باستانی و تاریخ ایران باستان کمک زیادی بکند

 

منابع :

زرتشت ؛ محمود نامنی ، بوذرجمهر پرخیده

قصه های قرآنی ؛ محمد احمد جادالمولی ترجمه استاد مصطفی زمانی

تولدی دیگر ؛ دکتر شجاع الدین شفا

 

 


پنجشنبه 27 تیر 1387

دانلود شاهنامه فردوسی

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :دانلود کتاب ،

دانلود شاهنامه فردوسی

 shahname شاهنامه فردوسی

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسهٔ ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایرانیان است

شاهنامه شرح احوال، پیروزیها، شکستها، ناكامیها و دلاوریهای ایرانیان از کهنترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است

کشمکشهای خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است

علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان‌های مستقل پراکنده‌ای نیز وجود دارند که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند. از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز اینها بعضی از این داستان‌ها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و یا رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار ‌می‌آیند

مأخذ اصلی فردوسی در به‌نظم کشیدن داستان‌ها، شاهنامهٔ منثور ابومنصوری بود که چندی پیش از آن توسط یکی از سپهداران ایران‌دوست خراسان از روی آثار و روایات موجود گردآوری شده بود. فردوسی در شاهنامه از پنج راوی شفاهی نیز به نام‌های آزادسرو، شادان برزین، ماخ پیر خراسانی، بهرام و شاهوی یاد کرده که او را در بازگوکردن داستان ها یاری رسانده‌اند

شاهنامه فردوسی رستم 

شما می توانید این کتاب با ارزش را از لینک زیر دانلود کنید و از خواندن ابیات آن لذت ببرید

 دانلود شاهنامه فردوسی


یکشنبه 23 تیر 1387

گردآفرید

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

گردآفرید

گرد آفرید شاهنامه gordafarid

"دژ مرزی در آستانه سقوط است. حالا گژدهم پیر مانده و یک دژ بی پناه بر سر راه ایران. در دژ اما کس دیگری هم هست. همو که قلبش برای ایران می تپد. از نامش اگر می پرسید گُرد آفرید صدایش می کنند. دختر زیباییست! ... و دلیر و شجاع و درنده همچون شیر..."

یکی از پهلوانان زن سرزمین ایران . از او به عنوان دختر گژدهم یاد می کنند که با لباسی مردانه با سهراب زورآزمایی کرد. فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد می کند

گردآفرید دختر زیبا و چابکسوار کژدهم که پدرش در مرز ایران و توران مرزبان بود. هنگامی که به دستور افراسیاب لشکری به سرکردگی سهراب برای جنگ با ایرانیان وارد مرز ایران شد گردآفرید لباس رزم به تن کرد و به جنگ سهراب رفت. مبارزه تن به تن بین سهراب و گردآفرید شروع شد و سهراب نمی دانست که گردآفرید زن است زیرا او در لباس و کلاه رزمی شبیه مردان بود، ناگاه در حین جنگ کلاه از سر گردآفرید بزمین افتاد و موهایش نمایان شد، سهراب آن موقع دانست که طرف مقابل او دختر است، دلباخته و عاشقش شد و از او خواستگاری نمود ولی گردآفرید چون سهراب را ایرانی نمیدانست و از هویت او که پسر رستم بود آگاهی نداشت این همسری را نپذیرفت زیرا نمی خواست همسر یک نفر غیر ایرانی باشد که فرماندهی لشکر دشمن را بر عهده داشت بشود

معروفترین زنی که در شاهنامه حضور دارد گردآفرید است

گرآفرید پهلوان ، در داستان شاهنامه این چنین از سپاه توران هماورد می طلبد:

فرود آمد از دژ به کردار شیر

به پیش سپاه اندر آمد چو گرد

که گردان کدامند و جنگ آوران

کمر بر میان باد پایی به زیر

چو رعد خروشان یکی و یله کرد

دلیران و کار آزموده سران

هنگامی که گرد آفرید ، بعد از نبرد با سهراب ، به درون دژ باز می گردد ، از بالای دژ این چنین سهراب را ریشخند می کند و برای او رجز می خواند :

بخندید بسیار گرآفرید

چوسهراب را دید بر پشت زین

چرا رنجه گشتی کنون بازگرد

بخندید و او را به افسوس گفت

... ولیکن چو آگاهی آید به شاه

شهنشاه و رستم بنجنبد ز جای

نماند یکی زنده از لشکرت

به باره بر آمد سپه بنگرید

چنین گفت کای شاه ترکان چین

هم از آمدن هم ز دشت نبرد

که ترکان ز ایران نیابند جفت ...

که آورد گری ز توران سپاه

شما با تهمتن ندارید پای

ندانم چه آید ز بد بر سرت

در آخر توصیه می کنم که حتما داستان "گردآفرید دختر ایرانی" که در سایت عجایب نوشته شده است را از آدرس زیر دانلود کنید و بخونید

دانلود داستان گردآفرید دختر ایرانی

منابع :

ماهنامه حافظ (شماره بیست و هفتم)

شاهنامه ؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی

سایت عجایب


سه شنبه 18 تیر 1387

پادشاهی پوران دخت و آزرم دخت

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

***پادشاهی پوران دخت و آزرم دخت***

پوران دخت pouran dokht افسانه ایرانی

در اواخر دوران شاهنشاهی ساسانی ، ایران اوضاع آشفته و نابسامانی را طی می کرد و این اوضاع نتیجه نیرنگ و حیله ی نظامیان و موبدان بود که هرکدام برای منافع خود علیه شاه یا شاهزاده ای نیرنگ می کردند و او را از تخت به پایین می کشیدند

آن زمان ایران و رسم آیین دیرینه اش دستخوش اختلاف و تعصب روحانیون گشته بود و هر چند روزی یکی از سرداران شورشی می کرد و یا شاهزاده ای بر تخت می نشست ، در همان هنگام که اهریمن نفاق کشور ساسانیان را به ورطه مرگ و نیستی می کشانید و ایران در یکی از دشوارترین شرایط تاریخش قرار داشت حکومت کشور به زنان واگذار شد ، یعنی حکومت و مدیریت ایران را چند ماهی ملکه پوران دخت در اختیار داشت و پس از مرگ او حکومت به آزرم دخت رسید

به علت اینکه اکثر کتاب های دوران ساسانی که بیان گر تاریخ و فرهنگ آن زمان بودند در حمله اعراب به ایران سوزانیده و نابود شدند ، اطلاعات دقیقی از زمان حکومت این دو ملکه در دسترس نیست

به حکومت رسیدن پوران دخت و آزرم دخت ، نمایان گر این است که شرایط فرهنگی آن زمان در حدی بوده است که زنان نیز حاکم شوند و این برخلاف سخن افرادی است که بیان می دارند در ایران دوره ساسانی تبعیض شدیدی میان مردان و زنان برقرار بوده و زنان حق انجام دادن بسیاری از کارها را نداشته اند ، قطعا اگر چنین می بود حکومت سلسله شاهنشاهی ساسانی بدست زنان سپرده نمی شد

به جاست که پاره ای از اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی در باره ی پوران دخت و آزرم دخت را بخوانیم:

پوران دخت افساه ایرانی

پادشاهی پوران دخت در شاهنامه:

یکی دختری بود پوران بنام

بران تخت شاهیش بنشاندند

چنین گفت پس دخت پوران که من

کسی راکه درویش باشد ز گنج

مبادا ز گیتی کسی مستمند

ز کشور کنم دور بدخواه را

...

همیداشت این زن جهان را به مهر

چو شش ماه بگذشت بر کار اوی

به یک هفته بیمار گشت و بمرد

چنین است آیین چرخ روان

چو زن شاه شد کارها گشت خام

بزرگان برو گوهر افشاندند

نخواهم پراگندن انجمن

توانگر کنم تانماند به رنج

که از درد او بر من آید گزند

بر آیین شاهان کنم گاه را

...

نجست از بر خاک باد سپهر

ببد ناگهان کژ پرگار اوی

ابا خویشتن نام نیکی ببرد

توانا بهرکار و ما ناتوان

پوران دخت افساه ایرانی

پادشاهی آزرم دخت در شاهنامه:

یکی دخت دیگر بد آزرم نام

بیامد به تخت کیان برنشست 

نخستین چنین گفت کای بخردان

همه کار بر داد و آیین کنیم 

هر آنکس که باشد مرا دوستدار

کس کو ز پیمان من بگذرد 

به خواری تنش را برآرم بدار

همیبود بر تخت بر چار ماه 

از آزرم گیتی بیآزرم گشت

شد اونیز و آن تخت بیشاه ماند 

همه کار گردنده چرخ این بود

ز تاج بزرگان رسیده به کام

گرفت این جهان جهان رابه دست 

جهان گشته و کار کرده ردان

کزین پس همه خشت بالین کنیم 

چنانم مر او را چو پروردگار

بپیچید ز آیین و راه خرد 

ز دهقان و تازی و رومی شمار

به پنجم شکست اندر آمد به گاه

پی اختر رفتنش نرم گشت

به کام دل مرد بدخواه ماند 

ز پروردهی خویش پرکین بود

منابع:

دو قرن سکوت ؛ دکتر عبدالحسین زرین کوب

شاهنامه ؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی