تبلیغات
.::***افسانه های ایرانی***::. - مطالب آذر 1387
سه شنبه 26 آذر 1387

شب یلدا

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :جشن های ایرانی ،

شب یلدا

 شب یلدا yalda night

**********

سرآغاز

در ازل هرمزد بود و اهریمن ؛ یکی در روشنایی لایتناهی بر فراز ، و دیگری در تاریکی بی پایان ، در فرود . هرمزد دارنده ی علم مطلق ، از بودن اهریمن و آمیختگی دو آفرینش و نبرد آینده آگاهی داشت . پس آفرینش را ، که ابزار جدایی فرجامین است ، به مینوئی بیافرید . سه هزار سال از آفرینش مینوئی هرمزد گذشت که تازش اهریمن سرگرفت . در آغاز تازش ، اهریمن دیوان را ساخت و به جهان روشنان برتاخت . هرمزد زمان کارزار را به نه هزار سال پیمان نهاد و با سرودن اَهونَوَر او را باز به تاریکی مدهوش افکند ، به سه هزار سال

راندن اهریمن جز به روائی آفرینش نشود و آفرینش جز به زمان رواج نیابد و با خلق زمان ، ناگزیر هر دو آفرینش پدید می آیند : آفریدگان هرمزد و آفریدگان اهریمن .

پس هرمزد زمان بیکران را کرانمندی بخشید و تن آفریدگان خویش را از روشنایی پدید آورد و نیز وای ِ درنگ خدای ، خدای جنگ و مکان ، را که ابزار آفرینش است .

اهریمن ، به مقابله ، تن خاکستری تباه آفریدگان خویش را ساخت و در برابر هر آفریده ی نیک ِ هرمزد ، به خلقی زشت و پلید دست یازید . هرمزد جهان را از قوه به فعل در آورد و به بهری از آفرینش مینوئی خویش صورت مادی و گیتی داد

از اَهونَوَر مینوی ِ سال فراز شد که اکنون ، در دوران ِ آمیختگی ، نیمی روشن و نیمی تاریک ، سیصد و شصت و پنج شبان روز است که برش زمان ِ درنگ خدای است و هر دو آفرینش برای نبرد در او روائی یافتند

***بندهش***

**********

 

در ایران باستان روز و روشنایی نماد ِ هرمزد (در اوستا اهورا مزدا) و شب و تاریکی نماد ِ اهریمن (در اوستا انگره مینیو) بودند

و به همین دلیل آتش را که در شب تنها منبع روشنایی بود مقدس شمرده1 و از آن به عنوان ِ ابزاری مقدس برای مبارزه با تاریکی و ظلمت ِ اهریمنی استفاده می کردند

در شب یلدا2 تاریکی و ظلمت به نهایت خود می رسد و بعد از شب یلدا روز کم کم بلند تر می شود بنابراین اعتقاد براین بوده که شب یلدا ، شب ِ تولد مهر (خورشید)3 است پس مردم بیدار مانده زایش مهر (میترا) را جشن می گرفتند و از طرفی چون قدرت اهریمن در این یلدا به واسطه ی بلند بودن شب و تاریکی زیاد است مردم با افروختن آتش نیروهای اهریمنی را فراری می دادند تا اهریمن نتواند به مهر ِ تازه متولد شده آسیبی برساند

 

پ . ن 1 :

دو متن مزدیسنی زیر نیز تصدیق کننده ی این ادعا هستند :

"هرمزد از روشنی بیکران آتش را آفرید" و

"هرمزد آتش را چون اخگری آفرید و بدو درخشش از روشنی بیکران پیوست"

این دو متن به ما نشان می دهند که در نزد ایرانیان باستان آتش پاره ای از روشنی بیکران ِ هرمزد بوده است .

پ . ن 2 :

کلمه ی یلدا به معنی زایش و تولد می باشد ، اکثرا بر این اعتقادند که این واژه مربوط به زبان سریانی (آرامی) است

پ . ن 3 :

بسیاری از محققان معتقدند ، دینی که امروزه مسیحیان به آن معتقدند تحت تاثیر مکتب مهرپرستی ایرانیان قرار گرفته و حتی بعضی پا را فراتر گذاشته و ادعا کرده اند که عیسی (که مسیحیان به او معتقدند) همان مهر (میترا) می باشد

بنابراین تولد مسیح نیز همان شب یلدا می بوده که البته در طی تاریخ چند روزی جا به جا شده است (جالب اینجاست که تاریخ تولد عیسی در قرن سوم میلادی یعنی 300 سال بعد از خود ِ عیسی در شورای کلیسای کاتولیک تصویب شد)

بسیاری از سنت های مسیحیان نمونه برداری شده از رسومات میترائیسم ایرانی است از جمله :

یکشنبه که روز مقدس مسیحیان است همچنان روز خورشید خوانده می شود (در ایران باستان به یکشنبه ، مهرشید می گفتند که به معنی روز خورشید می باشد) Sunday

عیسی نیز مانند مهر از مادری باکره متولد می شود

عیسی نیز مانند مهر پسر ِ خداست

نواختن ناقوس ، استفاده از درخت کاج در کریسمس ، استفاده از رنگ قرمز برای بابانوئل و ...

 


سه شنبه 5 آذر 1387

داستان تولد کوروش ، افسانه یا واقعیت؟؟؟

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :مقالات تاریخی ،

داستان ِ تولد ِ کوروش ، افسانه یا واقعیت؟؟؟

 cyrus کوروش هخامنشی

حتما بسیاری از شما داستان ِ تولد کوروش و ما جراهای کودکیش را شنیده اید ، من در این جا قصد بیان مجدد این افسانه را ندارم و فقط به فراخور نیازمان در طول این نوشته اشاره ی کوتاهی به برخی از قسمت های آن می کنم .

افتخارات و عظمت کوروش کبیر بر کسی پوشیده نیست و من در این نوشته قصد زیر سوال بردن شخصیت کوروش کبیر و یا افتخاراتش را ندارم و فقط در مورد داستان ِ تولد این قهرمان صحبت می کنم ، هیچ مدرک قابل قبولی در مورد چگونگی تولد و بزرگ شدن ِ کوروش وجود ندارد و تمام داشته های ما محدود به نوشته های مورخانی مانند هرودوت ، گزنفون و کتزیاس است (که هرکدام داستان را به دلخواه خود تعریف کرده اند) و این در حالی است که براساس نوشته های هرودوت ، در زمان ِ او (هرودوت) چهار روایت ِ مختلف از چگونگی ِ تولد این قهرمان (کوروش) موجود بوده است و این خود نشان دهنده ی این است که روایت دقیقی از تولد کوروش در دست مورخان نبوده است و احتمالا مورخان یونانی نتیجه گیری ِ شخصی خودشان را درمورد نحوه ی تولد کوروش به صورت داستانی افسانه سان بیان کرده اند

 

در ابتدا جالب است که به نوشته های یکی از محققین درمورد تولد قهرمانان ِ ملی ملل مختلف نگاهی بیندازیم

رانک1 در کتابش "افسانه تولد قهرمان" می نویسد:

"تقریبا همه ی جماعات متمدن از همان دوره های اولیه ، در اشعار و افسانه ها ، قهرمانانی از قبیل شاهان و امرای افسانه ای ، بنیانگذاران مذاهب و سلسله های سلطنتی و موسسین امپراطوری ها یا شهر ها و بطور کلی قهرمانان ملی خود را ستوده اند.

بخصوص لذتی می برده اند که داستان ولادت و دوره ی جوانی این قهرمانان را با وقایع دل انگیز بیارایند.

شباهت بهت آور و گاه یکسان بودن این افسانه ها در میان اقوام مختلف که اغلب از هم فاصله زیادی دارند از دیرباز معلوم بوده و عده ای از دانشمندان را بحیرت افکنده است"

رانک در کتابش از تعداد زیادی از این چهره ها ی قهرمانی که به شعر یا افسانه تعلق دارند و دارای کودکی شبیه هم بوده اند مانند ادیپ2 ، کارنا3 ، پاریس4 ، تلفس5 ، پرسه6 ، هراکلس7 ، گیلگمش8 ، آمفیون9 ، زئوس10 و غیره نام می برد .

فروید در کتاب "موسی و یکتا پرستی" اسم یکسری افراد واقعی مانند موسی ، کوروش ، سارگن11 و روملوس12 را هم به این لیست اضافه می کند .

فروید با بکار بستن روش گالتون یک "نمونه ی جامع افسانه" برای تولد قهرمانان بدست می آورد .

ما همزمان با بیان این الگوی کلی که تقریبا در تولد بیشتر قهرمانان تکرار می شود به بررسی داستان ِ تولد ِ کوروش می پردازیم و این دو را با هم مقایسه می کنیم .

نوشته های قرمز مربوط به نمونه ی جامع افسانه ی فروید است و داستان کوروش را هم با نوشته هایی آبی رنگ در لا به لای آن آورده ایم:

"قهرمانان از پدر و مادری از عالیترین طبقه ی جامعه بدنیا آمده و معمولا پسر ِ پادشاه است"

در داستان تولد کوروش هم ملاحضه می کنیم که پدرش حاکم پارس و مادرش دختر آستیاگ پادشاه ماد (پادشاه قسمت مرکزی و شمالی ِ ایران) است

"تولد قهرمان در پی بروز دشواری های سخت صورت گرفته و یا پدر و مادر او گرفتار ممنوعیت ها و موانع خارجی بوده اند و میبایست با هم روابط پنهانی برقرار کنند . درهنگام بارداری یا پیش از آن ، یک پیشگویی (رویا یا سروش) خبر داده که تولد بچه سبب بروز واقعه ی شومی خواهد شد"

درمورد کوروش هم می بینیم که پدربزرگش آستیاگ یک شب خواب می بیند که از دختر او (ماندانا) چندان آب رفت که اکباتان و تمام آسیا غرق شد.

و شبی دیگر خواب می بیند که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگ هایش تمام آسیا را گرفت.

مغان این خواب ها را شکل وحشتناکی تعبیر کردند وآستیاگ را از آینده ی پادشاهی اش ترسانیدند .

"در نتیجه پدر یا قائم مقام او بکشتن نوزاد یا افکندن او بکام خطرات عظیم فرمان می دهد"

آستیاگ پسر دخترش (کوروش) را پس از تولد به یکی از خویشاوندان مورد اعتماد به نام هارپاگ سپرد تا نوزاد را بکشد .

"کودک توسط جانوران و یا افرادی حقیر (مثلا چوپانان) نجات می یابد و جانور پستاندار یا زنی از مردم عادی به او شیر می دهد"

کوروش توسط چوپانی به نام میترادات (مهرداد) نجات می یابد .

و سپاکو (سپاکو در زبان مادی به معنی ماده سگ بود) به او شیر می دهد .

برخی بر این عقیده اند که نام زن چوپان سپاکو (ماده سگ) بوده است!!!

"در بزرگی ، پس از حوادث و سرگذشت های زیاد ، پدر و مادر والا گهرش را باز می یابد . از پدر انتقام می گیرد و با شناساندن خود به عظمت و شهرت می رسد"

کوروش سرانجام در 10 سالگی همبازی امیرزادگان می شود و پس از ماجراهای فراوان  به شخصیت واقعی او پی می برند و به نزد پدر و مادرش فرستاده می شود و سرانجام قیام کرده و از آستیاگ انتقام گرفته و حکومت ماد را سرنگون می کند و امپراطوری عظیم هخامنشی را بنا می کند

 

با مطالعه ی داستان کوروش متوجه می شویم که کاملا کپی شده از الگویی بوده که پیش از آن دربیان تولد قهرمانان دیگر بیان شده بود

احتمالا واقعیت به این صورت بوده است که کوروش از کودکی نزد پدر و مادر خود در ایالت پارس بزرگ شده و در زیر سایه ی پدرش (که حاکم پارس نیز بود) به صورت پسری جسور پرورش یافت و در جوانی (با توجه به اختلافاتی که بین ایالت پارس و حکومت ماد بود) به فکر سرنگون کردن پادشاه ماد افتاد ، سپس با دعوت سران قبایل پارس و دیگر قبایل مخالف ماد قیام بزرگ ِ خود را ترتیب داد و با تسخیر سرزمین های متعلق به ماد (شامل پارت ، هیرکانی و ارمنستان) دولت مرکزی را سرنگون کرده (سال 554 قبل از میلاد) و سپس با متحد کردن ِ قبایل پارس و ماد به عیلام حمله کرد و با تسخیر عیلام (549 پیش از میلاد) امپراطوری بزرگ هخامنشیان را آغاز کرد

امپراطوری ماد ، عیلام و آشور از امپراطوری های مقتدر و با شکوه در دوران خود بوده اند و در فکر کسی نمی گنجید که این سه حکومت بزرگ به طور ناگهانی و در فاصله ی بسیار کمی سرنگون شوند .

ظهور کوروش و قدرت گرفتنش آنقدر سریع و دور از انتظار بود که خیلی ها تا سال ها بعد از آن از سرنگونی دولت ماد بی خبر بودند (بطوریکه تا سال ها بعد از سرنگونی دولت ماد از کوروش به عنوان یکی از پادشاهان ماد یاد می کرده اند )

این سرعت کوروش در بدست گرفتن قدرت ، دیگران (از جمله یونانیان) را بسیار شگفت زده کرد .

احتمالا مورخین یونانی آنقدر تحت تاثیر قدرت و شخصیت کوروش قرار گرفتند که او را فراتر از انسان های دیگر فرض کرده و یک کپی از افسانه های خودشان را به کودکی کوروش چسبانده و به کودکی او حالتی افسانه سان دادند

در هر حال قبول کردن این که داستان تولد کوروش واقعیتی تاریخی است بسیار دشوار به نظر می رسد

 

1O.Rank          2.Oedipe          3.Karna          4.Paris          5.Telephos

6Persee          7.Heracles          8.Gilgomesh          9.Amphion          10.Zeus

11Sargon          12.Romulus