تبلیغات
.::***افسانه های ایرانی***::. - مطالب زنان در تاریخ ایران
چهارشنبه 27 شهریور 1387

آرتمیس

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

آرتمیس

آرتمیس آمیتیس Artmis Amitis 

" ناوگان پارسیان در ساحل پهلو می گیرد

ارتش خشایارشا به سمت آتن پیش می رود

پیروزی نزدیک است

پارسیان با سرافرازی به آتن وارد می شوند

شهر خالی است

همه یا در دریا شکست خورده اند یا از شهر گریخته اند

آتن فتح شد "

 

آرتمیس یا آرتمیز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است

از آرتمیس به عنوان نخستین و تنها زن دریا سالار جهان تا به امروز نام برده اند

 او به سال 480 پیش از میلاد به مقام دریا سالاری ارتش شاهنشاهی خشایارشا رسید . و در نبرد ایران و یونان ارتش ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد

آرتمیس با خردمندی و کارآمدی بی همتایی٬ ‌کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش٬ ‌ در حالی که بسیاری از ناوگانهای دیگر از دشمن شکست خوردند، ناوگان تحت فرماندهی او بر یونانیان پیروز شد

این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بوده است

تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند


یکشنبه 20 مرداد 1387

یوتاب (نماد دلیری و بی باکی ِ زن در ایران باستان)

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

یوتاب (نماد دلیری و بی باکی ِ زن در ایران باستان)

youtab یوتاب

" سپاه دشمن در ایران می تازد...

شهر ها سقوط می کنند ...

شوش و بابل و استخر تسلیم شده اند ...

اسکندر برای فتح پارسه حرکت می کند ...

اما در کوه های کهکیلویه ...

در تنگه های در بند پارس متوقف می شود ...

دشمن راه پیش ندارد ...

سپاهیان آریوبرزن و خواهرش یوتاب راه را بر دشمن بسته اند ...

نبرد در می گیرد ...

دشمن عقب می نشیند ...

و اما ...

خیانت ...

با خیانت یکی از ایرانیان دشمن سپاهیان آریوبرزن و یوتاب را محاصره می کند ...

اما ایرانیان حلقه ی محاصره ی دشمن را می شکنند ...

آریوبرزن و یوتاب به پارسه می روند ...

اما ...

پایتخت قبل از رسیدن آنها سقوط کرده است ...

سپاهیان نا امید ...

در روبرویشان دشمن ...

و در عقب شان هم دشمن ...

خواهر و برادر ...

دلیر و بی باک ...

جنگ با دشمن ...

و مرگ در راه میهن"

یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است

از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند

 یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است

وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد

از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است

آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند

به پاس هر وجب خاکی از این ملک          چه بسیار است ، آن سرها که رفته !

ز مستی برسر هر قطعه زین خاک           خدا  داند  چه  افسر  ها  که  رفته  !


جمعه 4 مرداد 1387

پوروچیستا

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

پوروچیستا (نماد آزادی زن در ایران باستان)

پوروچیستا pourochista

پوروچیستا نام کوچک‌ترین دختر از سه دختر زرتشت، بود

نام و نام خانوادگی پوروچیستا بطور کامل پوروچیستا اسپنتمان هیچداسپان بود

 

 پوروچیستا که در ایران باستان نام دختر بوده در دین یشت به معنای دانش والا آمده است 

به عبارت دیگر واژه پوروچیستا به معنی پُربینش است

 

پوروچیستا از نخستین ایمان آورندگان به اهورا مزدا بوده است

در گات ها از هفت نفر به عنوان نخستین ایمان آورندگان یاد می شود که پوروچیستا نیز یکی از آنهاست

( این هفت نفر عبارتند از میدیوماه (پسر عموی اشو زردشت)، پوروچیستا (دختر کوچک اشو زردشت)، فرشوشتره (از خاندان ایرانی هوگو، پدر همسر اشو زردشت)، فریانا (از خاندان های تورانی) جاماسپ (از خاندان هوگو و همسر پوروچیشتا)، کی گشتاسپ و همسرش بانو هوتوسا (هر دو از خاندان های برجسته ایرانی) )

نحوه ازدواج پوروچیستا نیز بسیار جالب و نشان دهنده آزادی دختران ایران باستان در انتخاب همسرشان است

داستان پیوند دختر زرتشت، پوروچیستا در اوستا بخش یسنا، هات 53 (گات 53) آمده است که این داستان از دیدگاهای گوناگونی دارای ارزش فراوانی است. نحوه ازدواج پوروچیستا، بیانگر حقوق والای یک زن در نزر ایرانیان باستان است

در گات 53 نوشته شده است :

" ای پورچیستای اسپنتمان

 ای جوانترین دختر زرتشت

 اهورا مزدا آن کس را که به اندیشه نیک و به پاکی و راستی پایبند است به همسری تو می دهد ، پس با خرد خود همه پرسی کن  و با پارسایی و دانش نیک رفتار کن "

این گفتار زرتشت یک حقیقت مسلم را آشکار می سازد و آن این است که دختر در آئین زرتشت درانتخاب همسر آزاد است و عقیده پدر بر او تحمیل نمی گردد

 

ایرانیان باستان (زرتشتیان) خرد مقدس و حق انتخاب را از نعمت های خدا به انسان می دانستند و بنابراین دختران خود را به صورت تحمیلی وادار به ازدواج نمی کردند

 

در قسمتی دیگر از گات 53 شاهد گواه گیری زرتشت از پوروچیستا و جاماسب (جاماسپ وزیر گشتاسب شاه بوده‌است. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان ایرانی میدانند ) هستیم

این گواه گیری نمایان گر این است که ایرانیان برای ازدواج نزد موبدی می رفتند و او آنها را به همسری هم در می آورد

 

وسخن آخر این که پوروچیستا را می توان به عنوان نماد آزادی زن ایرانی در نظر گرفت . و داستان هایی که از وی نقل شده است نیز نمایانگر این است زنان نزد ایرانیان باستان دارای ارزش و احترام می بوده اند

 

 


یکشنبه 23 تیر 1387

گردآفرید

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

گردآفرید

گرد آفرید شاهنامه gordafarid

"دژ مرزی در آستانه سقوط است. حالا گژدهم پیر مانده و یک دژ بی پناه بر سر راه ایران. در دژ اما کس دیگری هم هست. همو که قلبش برای ایران می تپد. از نامش اگر می پرسید گُرد آفرید صدایش می کنند. دختر زیباییست! ... و دلیر و شجاع و درنده همچون شیر..."

یکی از پهلوانان زن سرزمین ایران . از او به عنوان دختر گژدهم یاد می کنند که با لباسی مردانه با سهراب زورآزمایی کرد. فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد می کند

گردآفرید دختر زیبا و چابکسوار کژدهم که پدرش در مرز ایران و توران مرزبان بود. هنگامی که به دستور افراسیاب لشکری به سرکردگی سهراب برای جنگ با ایرانیان وارد مرز ایران شد گردآفرید لباس رزم به تن کرد و به جنگ سهراب رفت. مبارزه تن به تن بین سهراب و گردآفرید شروع شد و سهراب نمی دانست که گردآفرید زن است زیرا او در لباس و کلاه رزمی شبیه مردان بود، ناگاه در حین جنگ کلاه از سر گردآفرید بزمین افتاد و موهایش نمایان شد، سهراب آن موقع دانست که طرف مقابل او دختر است، دلباخته و عاشقش شد و از او خواستگاری نمود ولی گردآفرید چون سهراب را ایرانی نمیدانست و از هویت او که پسر رستم بود آگاهی نداشت این همسری را نپذیرفت زیرا نمی خواست همسر یک نفر غیر ایرانی باشد که فرماندهی لشکر دشمن را بر عهده داشت بشود

معروفترین زنی که در شاهنامه حضور دارد گردآفرید است

گرآفرید پهلوان ، در داستان شاهنامه این چنین از سپاه توران هماورد می طلبد:

فرود آمد از دژ به کردار شیر

به پیش سپاه اندر آمد چو گرد

که گردان کدامند و جنگ آوران

کمر بر میان باد پایی به زیر

چو رعد خروشان یکی و یله کرد

دلیران و کار آزموده سران

هنگامی که گرد آفرید ، بعد از نبرد با سهراب ، به درون دژ باز می گردد ، از بالای دژ این چنین سهراب را ریشخند می کند و برای او رجز می خواند :

بخندید بسیار گرآفرید

چوسهراب را دید بر پشت زین

چرا رنجه گشتی کنون بازگرد

بخندید و او را به افسوس گفت

... ولیکن چو آگاهی آید به شاه

شهنشاه و رستم بنجنبد ز جای

نماند یکی زنده از لشکرت

به باره بر آمد سپه بنگرید

چنین گفت کای شاه ترکان چین

هم از آمدن هم ز دشت نبرد

که ترکان ز ایران نیابند جفت ...

که آورد گری ز توران سپاه

شما با تهمتن ندارید پای

ندانم چه آید ز بد بر سرت

در آخر توصیه می کنم که حتما داستان "گردآفرید دختر ایرانی" که در سایت عجایب نوشته شده است را از آدرس زیر دانلود کنید و بخونید

دانلود داستان گردآفرید دختر ایرانی

منابع :

ماهنامه حافظ (شماره بیست و هفتم)

شاهنامه ؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی

سایت عجایب


سه شنبه 18 تیر 1387

پادشاهی پوران دخت و آزرم دخت

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :زنان در تاریخ ایران ،

***پادشاهی پوران دخت و آزرم دخت***

پوران دخت pouran dokht افسانه ایرانی

در اواخر دوران شاهنشاهی ساسانی ، ایران اوضاع آشفته و نابسامانی را طی می کرد و این اوضاع نتیجه نیرنگ و حیله ی نظامیان و موبدان بود که هرکدام برای منافع خود علیه شاه یا شاهزاده ای نیرنگ می کردند و او را از تخت به پایین می کشیدند

آن زمان ایران و رسم آیین دیرینه اش دستخوش اختلاف و تعصب روحانیون گشته بود و هر چند روزی یکی از سرداران شورشی می کرد و یا شاهزاده ای بر تخت می نشست ، در همان هنگام که اهریمن نفاق کشور ساسانیان را به ورطه مرگ و نیستی می کشانید و ایران در یکی از دشوارترین شرایط تاریخش قرار داشت حکومت کشور به زنان واگذار شد ، یعنی حکومت و مدیریت ایران را چند ماهی ملکه پوران دخت در اختیار داشت و پس از مرگ او حکومت به آزرم دخت رسید

به علت اینکه اکثر کتاب های دوران ساسانی که بیان گر تاریخ و فرهنگ آن زمان بودند در حمله اعراب به ایران سوزانیده و نابود شدند ، اطلاعات دقیقی از زمان حکومت این دو ملکه در دسترس نیست

به حکومت رسیدن پوران دخت و آزرم دخت ، نمایان گر این است که شرایط فرهنگی آن زمان در حدی بوده است که زنان نیز حاکم شوند و این برخلاف سخن افرادی است که بیان می دارند در ایران دوره ساسانی تبعیض شدیدی میان مردان و زنان برقرار بوده و زنان حق انجام دادن بسیاری از کارها را نداشته اند ، قطعا اگر چنین می بود حکومت سلسله شاهنشاهی ساسانی بدست زنان سپرده نمی شد

به جاست که پاره ای از اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی در باره ی پوران دخت و آزرم دخت را بخوانیم:

پوران دخت افساه ایرانی

پادشاهی پوران دخت در شاهنامه:

یکی دختری بود پوران بنام

بران تخت شاهیش بنشاندند

چنین گفت پس دخت پوران که من

کسی راکه درویش باشد ز گنج

مبادا ز گیتی کسی مستمند

ز کشور کنم دور بدخواه را

...

همیداشت این زن جهان را به مهر

چو شش ماه بگذشت بر کار اوی

به یک هفته بیمار گشت و بمرد

چنین است آیین چرخ روان

چو زن شاه شد کارها گشت خام

بزرگان برو گوهر افشاندند

نخواهم پراگندن انجمن

توانگر کنم تانماند به رنج

که از درد او بر من آید گزند

بر آیین شاهان کنم گاه را

...

نجست از بر خاک باد سپهر

ببد ناگهان کژ پرگار اوی

ابا خویشتن نام نیکی ببرد

توانا بهرکار و ما ناتوان

پوران دخت افساه ایرانی

پادشاهی آزرم دخت در شاهنامه:

یکی دخت دیگر بد آزرم نام

بیامد به تخت کیان برنشست 

نخستین چنین گفت کای بخردان

همه کار بر داد و آیین کنیم 

هر آنکس که باشد مرا دوستدار

کس کو ز پیمان من بگذرد 

به خواری تنش را برآرم بدار

همیبود بر تخت بر چار ماه 

از آزرم گیتی بیآزرم گشت

شد اونیز و آن تخت بیشاه ماند 

همه کار گردنده چرخ این بود

ز تاج بزرگان رسیده به کام

گرفت این جهان جهان رابه دست 

جهان گشته و کار کرده ردان

کزین پس همه خشت بالین کنیم 

چنانم مر او را چو پروردگار

بپیچید ز آیین و راه خرد 

ز دهقان و تازی و رومی شمار

به پنجم شکست اندر آمد به گاه

پی اختر رفتنش نرم گشت

به کام دل مرد بدخواه ماند 

ز پروردهی خویش پرکین بود

منابع:

دو قرن سکوت ؛ دکتر عبدالحسین زرین کوب

شاهنامه ؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی